گامهایت استوار آرام جانم
و چهارشنبه21.1.2 ساعت 22.30لحظه شگرف زندگی ما وجاری شدن اشک شوق از چشمهای من هنگام برداشتن چند گام مستقل ونوید راه رفتنت دختر نازم باید مادر باشی باید پدر باشی تا بدانی راه رفتن فرزند هر چند لرزان وناهمگون چه طعمی دارد خدا را شکر که خداوند بر من منت نهاد تا شکوه راه رفتنت را ببینم عزیزدلم ودر شوق بی اندازه ای برای بزرگتر شدنت به نظاره بنشینم همه زیبایی های زندگی را هر لحظه که میگذرد خاطره ای از شیرین کاریهای تو در لوح سینه ما نقش میبندد خدای مهربان همواره نخستین هایت را خالص وناب به من هدیه کرده است...نخستین لبخندت...نخستین قهقه ات...نخستین غلطیدنت...خندیدنت...چهار دست وپا رفتنت...ا...
نویسنده :
عاطفه
18:21






